پیچاقچی لار(پیچاقچی ها)
پیچاقچی
واژه «پیچاق» در«غیاث اللغات» به معنای کارد آمده است همچنین «فرهنگ نظام » کلمه پیچاق را هم معنا با چاقو. تیغ. کارد که آلت بریدن است؛آورده است. در گویش تركی از دو بهر « پیچاق » یعنی چاقو ، كارد و سرنیزه و پسوند « چی » تشكیل شده است . (چی).(ترکی ، پسوند) در ترکی پسوند نسبت شغلی است و دارنده و متصدی معنی میدهد چون در آخر کلمه درآید به معنی «گر» و «کار» فارسی . در زبان ارمنی نیز که شعبه ای از آریایی است این پسوند معمول است . «پیچاقچی » در ترکی به معنی سازنده و فروشندة کارد است ( رجوع کنید به ردهاوس ذیل «پیچاقچی »). ابن بطوطه نیز که از اخی احمد پیچاقچی در سیواس (ج 1 ص 328) و اخی پیچاقچی در ازاق (آزف ) (همان ج 1 ص 365) نام می برد « پیچاق » راچاقو و « پیچاقچی » را منسوب به چاقو دانسته است . بنابرین «پیچاقچی» معنی چاقو ساز ، چاقو فروش؛ نیزه گذار و دشنه دار را می دهد . این کلمه در ادبیات فارسی نیز کاربرد داشته است:
شب فراق خروس سحر نفس نکشید
خوش آن زمان که سرش را ببرم از پیچاق
(ملافوقی یزدی)
www.hur11.blogfa.com آدرس