طاهریان حور در گستره زمان

طایفه طاهریان

طایفه طاهریان که شعبه از آلارلوهای مهاجر از قلمرو روسیه می باشند،در روستاهای حدفاصل تالش و ویلکیج ساکن هستند. قسمت عمده طاهریان در روستاهای  رز و حور اسکان دارند و همچنین قسمتی دیگر از آن طایفه در روستاهای چوبر و لیمیر تالش ، بیله درق،کردعلیلو، اوریق و شهر های اردبیل ؛ انزلی و.... ساکن هستند . طاهریان رز به دو تیره اصلی نعمتی وحیدری تقسیم میگردند وهمچنین  مهمترین تیره های این طایفه در حور نیز عبارتند از حسینقلی لوها وعزیزلو ها .

خاستگاه طاهریان

مطالب تاریخی زیر ا زکتاب  ALAR  DASTANI نوشته   ALARLI   MISIR   ناشر       Azernesr سال 1993   Baki

اقتباس گردیده است:

  آتنونیمی آلار وبه تبع آن طاهریان  با سر سلسله این دودمان بنام علیخان پیوند دارد.علیخان تداعی کننده ی شجاعت های کور اوغلی و بنا کننده آبادی های اولیه آلاری ها در منطقه یاردیملی جمهوری آذربایجان می باشد.حقیقت تاریخی در این باره به شرح زیر است که در قرن حاکمیت سلسله هولاکوییان خیلی ازاراضی از جمله آذربایجان تحت تصرف آنها در آمد.این دولت جهت برداشتن قدم های اولیه خود مراغه را به عنوان مرکز حکومت یا پایتخت انتخاب کرد.هولاکو بعد از تصرف بغداد برای حفط و نگهداری ثروت هنگفت به دست آمده از این پیروزی آذربایجان را انتخاب و به آن ایالت ارسال نمود.اودر شهر شاهی واقع در کنار دریاچه ارومیه قلعه ای  جهت این کار احداث نمود و اموال غارت شده بغداد را به آن قلعه منتقل نمودو جهت نگهداری این خزانه تامینات نظامی مستحکمی را در آن منطقه به وجود آورد و شهر مراغه را در آذربایجان جنوبی به عنوان پایتخت دولت خود انتخاب نمود .

در "شجره نامه آلار"علیخان، برادر خود را که از او قلعه می خواست کشت و احشام و اسباب خود را جمع نموده به سوی کوهستانهای تالش به راه افتاد تا در منطقه ییلاقی چیچکلی در محلی به نام اوچ بلاغ از توابع یاردیملی جمهوری آذربایجان اتراق نمود. علیخان سه پسر به نام های حسن، غلام و نور پاشا ویک دختر به نام نگار داشت .نام همسر علیخان هَجَر بود. نورپاشا و نگار خواهر برادر تنی بودند.یعنی هر دو از یک مادر زاییده شده بودند این عمل نشان می دهد که علیخان دو بار ازدواج نموده بود.در تاریخ در این خصوص بحثی به میان نیامده است."شجره نامه آلار" که به قلم توانای "کربلایی میصیر رسول اُف "نوشته شده است بیان میدارد که با گذشت چند روز از اسکان علیخان در ییلاق چیچکلی ، برادرزاده او با اطرافیان خود جهت انتقام خون پدرش به ییلاق "شاه نشین" فعلی می رسدوقتی به جنگلهای انبوه و غیر قابل عبور و کوهستان‌های سر به فلک کشیده می رسد به وحشت می‌افتد و به رَمّال همراه خود می‌گوید رَملی بیانداز تا ببینیم علیخان به کدام سمت رفته است. رَمّال مردی عاقل و دور اندیشی بوده با اطلاع از وجود علیخان در آن منطقه به برادرزاده او می گوید:خان رَمل نشان می دهد که این دره غیر قابل عبور است. شجره نامه نشان می دهد که برادرزاده علیخان با آدمیان خود از آنجا بر می گردد و به همین خاطر نام آن درّه به "درّه کچیلمز" مشهور گردیده است.بدین ترتیب علیخان با خانواده خود در ییلاق شاه نشین در مکان قوشا بلاغ اسکان می گزیند.در شجره نامه آلارنوشته شده است که علیخان مردی مهمان دوست شجاع و مدافع مظلومان و مخالف با ظالمان بوده است. همیشه خیمه علیخان پناهگاه گرفتاران بوده است.زمانی که اجل او فرا می رسد فرزندان خود را فرا می خواند و به پسرانش می گوید پسرانم به شما نصیحتی چند دارم همیشه مدافع مظلومان باشید.فقرا را عزیز بشمارید. به نامردان و خائنین در میان خود جای ندهید. هرکس که از ظلم فرار نمود و به شما پناه آورد به او احترام بگذارید ،به او جا دهید و پنهانش کنید،حافظ ناموس آدمیانی که به شما پناه می آورند باشید .

هَجَر

بعد از فوت علیخان در خصوص هجر این معلومات داده شده است:بعد از اتمام مراسم تدفین علیخان هجر بیمار می شود.با گذشت زمان بیماری او سخت و سخت تر می گردد.پسران او پزشکان محلی را جهت درمان او می آورند ولی این معالجات در بهبودی او اثر نمی گذارند.هجر در وصیت خود دخترش نگار را به پسرانش می سپاردو از آنها می خواهد تا همیشه پشتیبان نگار باشند و به دخترش نیز می گوید دخترم هرقدر عمر داشته باشی از برادرانت جدا نشو.

شجره طاهریان

 

 

 

علی خان

 

 

 

 

 

غلام

 

 

 

 

 

 

عاشور

 

 

 

 

 

نجف

 

 

 

 

 

آقا

 

 

 

 

 

رمضان

 

 

 

 

 

عباسقلی( آقاجان)

 

 

 

 

 

طاهر

 

 

 

احمد

 

محمد

 

محمود

رفیع

(جد رفیعی ها)

شفیع

(جد شفیع زاده هاا)

حسینقلی

(جد شادکامها،صبورها،موقر، نوزاد، فروغی، آوریده ، رستگارو....)

فتحعلی

(جد ایمانی ها ، ندائی ها،زمانی ها و...)

فتح الله

(جد طاهری ها ، خردمندها و.....)


(جد بیک زاده ها، علیرضائیها، قاسمی ها ، شکرگزارهاو....)

 

تیره های مختلف آلار

نسلها به تیره های مختلف تقسیم می شوند به فرزندان حسن،حسن وند، نورپاشا نورپاشاوند و غلام،غلام وند می گویند .به فرزندان نگار دختر علیخان نگارلی و بعضاً حسین وند می گویند.ییلاقات را به قرار زیر تقسیم نمودند:

1-               میژاوار (پژنوار - پژنئیر) و سنگر به حسن رسید

2-               سریق ،زنگله به نورپاشا و حسین رسید.

3-               زمین های شاه نظر قسمت غلام شد.

منبع: (ALAR  VE  ALARLI LARنوشته  BILAL   ALARLIسال چاپ 2003    BAKI )

امروزه ییلاقات پژنئیر وسنگر هردو متعلق به طایفه طاهری ها بوده   حتی پژ نئیر از قدیم مشهور به

طاهر آلچالیقی می باشد.

مولف شجره نامه آلارم تیره های حسن وندیان را به صورت زیر تقسیم بندی نموده است: محمدیارلی ؛سلمانلی؛ کوسالی ؛مرادخانلی؛ غضنفرلی ؛شفیعلی ،تللی

همچنین تیره های غلام وند عبارت است از تاتارلی ؛عبدلی ؛آقاجانی(در آذربایجان جنوبی در 32روستا مستقرند)و قلوبلی(کوهستانی ها)

تیره های نگار نیز به ترتیب زیر می باشد:

اسپرقولی ، آقاقولولی،نقدلی،سریخلی،حاجی عابدینلی،ملالی و لوملی

نحوه ورود طاهریان به ایران

در دوره سلطنت فتحعلی شاه قاجار جد امجد طاهریان فردی به نام عباسقلی خان معروف به آقاجان با 7 پسرش در ولایت یاردیملی تالش در قلمرو حکومت میر مصطفی خان و پسرش میر حسن خان زندگی می کردند  بعد از انعقاد عهد نامه ترکمانچای در سال 1243 قمری ، 4پسر عباسقلی خان در قلمرو روسیه و در نواحی جلیل آباد یاردیملی و لیریک ماندگار شده و سه پسرش بر اثر اختلافات خاندانی به سوی قلمرو ایران مهاجرت کرده بودند.(تاریخ دشت مغان نوشته میر نبی عزیز زاده  1385  ص582) مسکن اولیه این سه برادر  بعد از ورود به ایران منطقه بیلداشی اوجارود بوده است.(همان منبع ص584)

طبق تحقیقات میدانی انجام شده توسط نگارنده  از معمرین حور مخصوصا مرحوم حاجی شکور شادکام  نام یکی از برادر ان که در اوجارود ماندگار شده حسینقلی  و نام دومی آقاجان وسومی هم  طاهر نام داشت که به علت قتل و قنالی که انجام گرفته بود ماندن آنها در یک محل کار عاقلانه ای نبوده است.به همان خاطر طاهر جهت تامین  جان خود ،از برادران جدا شده راهی  کوههای تالش شده  به ییلاق سنگر و پزنوار یا مژنوار آمده در آن ییلاقات اسکان می نماید.ضمناً این ییلاق های چنان که در بالا گفته شد متعلق به تیره حسن وندی های  آلاری ها بوده است. احتمالا با املاک غلام وندیها معاوضه گردیده اند. مرحوم حاجی شکور شادکام از زبان پدران خود بیان می داشت تا  دوره مظفرالدین شاه با وابستگان نسبی مستقر در اوجارود رفت و آمد فامیلی داشته و به همدیگر عم اوغلی می گفته اند. آن زمان آلارلو های اوجارود بدر فصول  بهار وتابستان  در ییلاقات  نوئور ییلاق  می نموده اند  با اسکان آنها در اوجارود این رفت وآمد نیز قطع می شود .

 یک تضاد تاریخی

نویسندگان مختلف هر دو آذربایجان ( شمالی ،جنوبی)از جمله مصیر آلارلو ، بلال آلارلو ؛ میر نبی عزیز زاده و.....  در آثار خود تاریخ  مهاجرت این طایفه  از یاردیملی روسیه به ایران را  بعد از  عهدنامه ترکمانچای ذکر می نمایند همچنین نام برادر سوم را آقاجان معرفی می کنند واذعان می دارند که از سمت نمین تالش به طرف گیلان رفته  ودر هشتپر توالش سکونت گزید  که اخلاف او امروزه به خاندان  آقاجانی شهرت یافته اند.

 در خصوص اینکه ورود این طایفه به ایران بعداز عهدنامه ترکمانچای بوده  است شکی نیست ولی درمورد   آقاجانی های تالش و ارتباط آنها با آلارلو ها وبه تبع آن با طاهریان   شبهه وجود دارد.

1-عهدنامه ترکمانچای قراردادی است که در ۱ اسفند۱۲۰۶ (۲۱ فوریه ۱۸۲۸) پس از پایان جنگ ایران و روسیه در قفقاز جنوبی و آذربایجان، بین روسیه وایران امضا شد. 

2-طبق تحقیقات اقای اقای عبدالکریم اقاجانی تالش ( یکی از نوادگان آقاجان تالش)در کتاب  تاریخ تالش در گستره تاریخ ایران ذکر کرده در دورا ن  سلطنت نادر شاه بخاطر مالیات گیری شور شهایی در تالش شد  که این شورشها دسالهای ۱۷۴۷ م الی ۱۷۴۷ م رخ دادو در راس قیام کنندگان  تالش کلب حسین بک قرار داشت  کلب حسین خان سیاه کلاهی هره دشتی هفتمین جد اقا جان خان از نیاکان طوایف اقاجانی رحمانی وهژبری  لیسار وتالش تاچوبر می باشد.

با این حساب  هفتمین جد آقاجان تالش  قبل از ورود او به ایران در  هره دشت لیسار ساکن بوده است  .  یعنی  حدود 80سال قبل از ورود آلاریها به ایران آقاجانیها در تالش ساکن ودارای ایل وقبیله بوده اند   چگونه می توان آقاجان هره دشت را به آقاجان آلار ربط داد؟

در بالا ذکر شد که در داخل غلاموندیان تیره آقاجانی ها در آذربایجان جنوبی زندگی می کنند.

آقاجانی ها در مناطق لنگان چوغون گونش غفرکندی تازه کند تکدام بل داشی عین یورت دریامان مجیدلی داش بلاغ تازه کند(2) قارا قدس آرامچی حاجی کند ناقارا چون خانی اینجیلی انگورت دار ساری نصیرلی اروج کند ،تپه کنداون بیر بی لر بینه دیزده شوربلاغ جین کندی، آلارلی گرجان  ( احتمالا گرگان) (در اطراف اردبیل)امیر فتح بزرگ (در اطراف اردبیل) رز، حور(در اطراف نمین) زندگی می نمایند.

=============================

توسط : :تالش دیار ناشناخته ها

تشکر از زحمات جنابعالی جهت شناساندن تاریخ و گذشته اقوام منطقه.

================================

 توسط:  اسفندیار آقاجانی

 زحمات جنابعالی برای شناساندن تاریخ گذشته اقوام منطقه قابل تقدیر و تشکر است 

وبرای رفع شبهات و روشن شدن مسئله با استاد عبدالکریم مشورت خواهم کرد و ادر صورت لزوم 

توضییحاتی داده خواهد شد .متشکر و ممنون .

====================================================

توسط:  اسفندیار آقاجانی

ضمن سلام دوباره مختصری از مصاحبه اقای عبدالکریم اقاجانی را نقل میکنم::::::::


،بنده اسنادی دارم که در کتاب نیاورده ام،این اسناد باز گو کننده ریشه ماست پدرم یونس ،پدرش اقاجان پسر رحمان پسر رضا ورضا پسر آوشنگ خان هست.و پدر آوشنگ خان جلال خان که نادر شاه کشت و پدر جلال خان کلب حسین ابیش یا ابراهیم خان می باشد. من تا اینجا شجره ام را میشناسم.

دوتا سند هم دارم از طرف عباس میرزا وچون کلیه املاک ما در الار بوده و الار رود خانه ای که مشتق می شود از رود خانه ارس وییلاق دره یورک ،ما با شاهسون های الار پسر عمو هستیم ودر جنگهای ۱۰ ساله ایران وروس آوشنگ خان امده وطبق معاهده ترکمانچای فمادهای راقید کردهاندکه۳سال فرصت دارید انهایی که ممالکشان این طرفـ ـایرانـ ـقرار گرفته اعلام نمایندو انهایی که در انطرفـ ـروس ـ هستند هم اعلام نمایند که تابع روس باشند و پدر بزر گم قبول نکرده وبه تبریز رفته و حکمی از عباس میرزا گرفته و ایشان را با برادر زاده هایش به تالش گسیل داشته وحکم را به نام محمد خان ریش سفید وضابط کر گانرود می نویسد . پدر بزر گم کسی است که نادر پدرانش راکشته و اینها فرزندان انها هستند.

در ضمن به گوشه ای از مبارزات آقاجان بیک که دیگران نوشته اندتوجه فرمایید 

http://talesh313.blogfa.com

در مورد نسبت با طایفه اراللو بنده خودم از بزگان در گذشته بسیار شنیده ام که به حسین اقا وطندوست پسر عمو خطاب می کردند و برایم ثابت است قبل ار اقاجان چند پشتش در مناطق هره دشت لیسار ساکن بوده اند ..
ولی در موردنسبت با طایفه اراللو احتیاج به مدارک و سند معتبر هست که باید منتظر بمانیم تا اقای عبدالکریم اقاجانی مدارک و اسنادی که دارند ارائه دهند .

بنده دوباره به اذربایجانیهای غیرتمند ساکن حور عرض سلام و ادب دارم ..واز نویسنده متن هم که باید اقای محبت فروغی باشد تشکر می کنم و در ضمن اگر مطالب تاریخی داشتید به بنده اطلاع دهید.

=============================================

ساوالان لالاسیز اولماز  

 

ساوالان لالاسیز اولماز

 

بو ایلین ایلک گونونده  (۱/۱/۱۳۹۰) منصوره تمهیدی آذربایجانین مبارز و دؤزوملو قادینلاریندان بیری حیاتین دَییشدی . منصوره نمین بؤلگه‌سینین حور کندینده دونیایه گلمیش و ایکینجی بین‌الخالق محاربه‌سینده ایللر بویو اؤز حیات یولداشیلا بیرگه متجاوزلر قاباغیندا مبارزیه ال آتمیش و نهایت اوز وطنیندن سورگون اولموشدور. او وطن یولوندا چوخ مصیبتلر چکمه‌سینه رغما هئچ واقت یورولمامیشدی.

 او کئچیردیگی قارا گونلریندن بئله دانیشیردی:

” دشمن حیات یولداشیمی اردبیلده دوستاغا سالمیش و منی اونون گؤروشوندن محروم ائتمیشدی. بؤیوک قیزیم “لاله” آغیر مریض‌چیلیگه دوچار اولموشدو. اجنبی دشمن اونو کنددن چیخاریب، اردبیل شهرینده حکیمه آپارماغا قویموردو. گئجه‌نین قارانلیغیندا لاله‌م جان وئریردی، آما منیم آغلاماغا؛ قونشولاری بئله چاغیرماغا حقیم یوخو ایدی. حتی چیراق یاندیریب، ایشیغیندا اَیلشمگه بئله حقیم یوخ ایدی .

بو حالدا قیزیم لاله‌ جان وئردی و قارانلیقدا دوشمن سربازلاری مشاییعتینده کند قبرستانلیغین آشاغی باشیندا بیر چالا قازیب، لاله‌می غسل‌سیز؛ کفن‌سیز باسدیردیم. اوندان سونرا سورگونه سورولدوم و ایللر بویو وطنیمدن دیدیرگین‌ دوشدوم؛ قاییدیب گلنده نه قدر آختاردیم لاله‌مین نم-نیشانسیز قالان مزارینی تاپا بیلمه‌دیم. بو حسرت ابدی‌لیک اورگیمده قالدی.”

بو اورگی یانیق آنانین دیلیندن بیر بایاتی قالیب کی اونو اوخویاندا گؤزیاشلاری دورمادان یاناغیندان آخاردی :

ساوالان لالاسیز اولماز

یوللاری چالاسیز اولماز

بو یولا قیـــــــچ قویانین

باشی بلاسیـــــز اولماز “

 منبع : http://namin1387.persianblog.ir

=============================================